به مناسبت سالروز ولادت ولی نعمت ما بچه قمی ها وسالروز درگذشت عالم ربانی محب اهلبیت حضرت آية الله العظمي ميرزا جواد تبريزي مدّ ظلّه متن زیر که ایشان درباره :
شخصيت والای حضرت فاطمه معصومه عليها السلام و مكانت فرهنگي قم بیان کرده اند
برای شما انتخاب کردم .
بسم الله الرحمن الرحيم
كلام در مورد شخصيتي چون فاطمه معصومه عليها السلام - كه امروز بركاتش شهر مقدس قم و به خصوص حوزه علميه قم را فرا گرفته و زبانزد شيفتگان اهل بيت عليهم السلام مي باشد - بسي مشكل است.
شخصيتي كه لقب معصومه را برادر بزرگوارش حضرت امام رضا عليه السلام بر او نهاد و در روايتي در حق خواهر گرامش فرمود:
«من زار المعصومة بقم كمن زارني»(1)؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند مانند كسي است كه مرا زيارت كرده است».
و همچنين امام رضا عليه السلام فرمود:
«هر كس نمي تواند مرا زيارت كند، برادرم را در ري يا خواهرم را در قم زيارت كند كه ثواب زيارت مرا مي برد».
و احاديثي درباره شخصيت و فضايل حضرت معصومه عليها السلام رسيده است كه مي توان به برخي از آنها اشاره نمود، همچون:
عن سعد، قال: سألت أباالحسن الرضا عليه السلام عن فاطمة بنت موسي بن جعفر عليهم السلام قال: «من زارها فله الجنة»(2).
و همچنين امام جواد عليه السلام فرمودند:
«من زار قبر عمّتي بقم فله الجنة»(3)؛ كسي كه عمه ام را در قم زيارت كند، پاداش او بهشت است».
امام رضا عليه السلام فرمودند:
«من زارها عارفاً بحقّها فله الجنّة»(4)؛ كسي كه آن حضرت را زيارت كند در حالي كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد، به بهشت مي رود».
و اين خود دال بر اهميت زيارت آن حضرت مي باشد كه به بركت اين مذهب، امروزه هزاران نفر از اقصا نقاط عالم جهت زيارت اين بانوي گرامي به شهر مقدس قم سفر مي نمايند.
شخصيت آن بانو به قدري است كه در احاديث ائمه عليهم السلام او را با تكريم ياد مي كنند و قبل از ولادت، نام فاطمه معصومه عليها السلام بر لسان ائمه عليهم السلام ذكر مي گشت؛ به طوري كه امام صادق عليه السلام فرمود:
«الا انّ قم حرمي و حرم ولدي من بعدي»(5)؛ بدانيد كه قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است».
و همچنين فرمودند: « زني از فرزندان من در اين شهر در مي گذرد كه او دختر موسي است».
و همچنين فرموند: « شهر قم، حرم ماستو در آن زني از فرزندان من مدفون مي شود به نام فاطمه، هر كس او را زيارت كند، بهشت براي او ثابت مي شود».
مقام اين بانوي گرامي به قدري است كه مرحوم علامه مجلسي از شيخ صدوق روايتي بس ارزشمند درباره ارزش والاي زيارت فاطمه معصومه عليها السلامنقل مي كند:
قال: سألت أباالحسن الرضا عليه السلام عن فاطمة بنت موسي بن جعفر عليهم السلام، فقال: «من زارها فله الجنة»(6).
شيخ صدوق مي فرمايد: راوي مي گويد: از امام رضا عليه السلام درباره حضرت فاطمه معصومه عليها السلام پرسيدم، آن حضرت فرمود: «هر كس [قبر] او را زيارت كند، بهشت بر او واجب مي شود.
به شخصيت و فضايل حضرت مي توان از شرافت خانواده و عبادت آن حضرت و محدثه بودن و شفاعت گسترده و زيارت نامه او كه از زبان مبارك امام رضا عليه السلام نقل شده، پي برد.
جلالت و مقام اين بانو به قدري است كه امام رضا عليه السلام لقب معصومه را براي او قرار داد.
حضرت معصومه عليها السلام پرروش يافته امامت ودختر امام و خواهر امام و عمّه امام است كه از هر جهت كه بررسي شود او مرتبط به پرچم داران امامت شيعه است و همگيِ آنان اسوه تقوا و فضيلت و ولايت اند.
اين شخصيت گران قدر به عبادت، خشوع، شب زنده داري و روزه داري معروف بود و احوال او در زمان سكونت در منزل موسي بن الخزرج معروف است و از خصوصيات ديگر اين بانوي گرامي محدثه بودن است كه حديث معروف: عن فاطمة بنت موسي بن جعفر عليه السلام: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» معروف است.
اين مطلب مشهور است كه هنگامي كه بعضي شيعيان وارد مدينه شدند و به خاطر عدم وجود امام موسي بن جعفر عليه السلام و امام رضا عليه السلام موفق به اخذ جواب سؤالات خود نشدند، فاطمه معصومه عليها السلام پاسخ آنان را داد و شيعيان با گرفتن جواب با شادي مدينه را ترك كردند و وقتي خبر به حضرت كاظم عليه السلام رسيد، پس از مطلع شدن از جوابها فرمودند:
«فداها ابوها؛ پدرش به فدايش».
لذا آن حضرت بانوي دانشمند و محدثه زمان خويش محسوب مي گشت وبا وجود آن محدوديت و ناملايماتي كه وجود داشت، چهار روايت از ايشان نقل شده كه در محور عقايد شيعه و تأكيد بر آن مي باشد. حديث «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» براي تثبيت جايگاه غدير در فرهنگ تشيع از جمله آنان است.
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در ضمن حديث مشهوري كه پيرامون قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان كردند، فرمودند:
«تقبض فيها امرأة من ولدي اسمها فاطمة بنت موسي و تدخل بشفاعتها شيعتي الجنة بأجمعهم(7)؛ بانويي از فرزندان من در قم به نام فاطمه دختر موسي از دنيا رحلت مي كند كه با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».
راوي مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق عليه السلام شنيدم كه حضرت موسي بن جعفر عليه السلام هنوز ديده به جهان نگشوده بود.
اين پيش گويي مقام و منزلت آن بانوي گرامي را مي رساند.
در احاديث از قداست قم سخن رفته و معروف است كه تصوير آن در آسمان چهارم به رسول اكرم صلي الله عليه و آله ارائه شده است.
اميرمؤمنان عليه السلام به اهالي قم درود فرستاده و از جاي پاي جبرئيل در آن سخن گفته و امام صادق عليه السلام قم را حرم اهل بيت عليهم السلام معرفي كرده و خاك آن را پاك و پاكيزه تعبير كرده است. امام كاظم عليه السلام قم را عش آل محمد صلي الله عليه و آله ناميده و يكي از درهاي بهشت را از آن اهل قم دانسته. امام هادي عليه السلام اهل قم را «مغفورٌ لهم؛ آمرزيده شدگان» تعبير كرده و امام حسن عسكري عليه السلام از حسن نيت آنها تمجيد كرده و با تعبيرات بلندي اهالي قم را ستوده است.
اينها و دهها حديث ديگري كه در قداست و شرافت قم و اهل قم از پيشوايان معصوم به ما رسيده، فضيلت و عظمت اين سرزمين را براي همگان روشن مي سازد. جز اينكه بايد ديد راز و رمز اين همه شرافت و قداست چيست؟
و في الجملة، مي توان به زلزله هايي كه شهر قم را چندين بار تكان داد، لكن به بركت و وجود قبر مطهر آن بانوي گرامي بلا از شهر دفع شد و كرامت و مقام اين بانو نمايان شد.
حضرت هنگام عزيمت فرمودند: «مرا به شهر قم ببريد؛ زيرا از پدرم شنيدم كه فرمودند: شهر قم مركز شيعيان ماست».
همان گونه كه خبر مسرت بخش ورود آن حضرت به قم، مردم را براي استقبال جمع كرد. مردم همواره با شور و احساسات، قدوم حضرت را بركت مي دانستندو امروزه هم بر اين باورند كه بركات آن حضرت، شهر مقدس قم را پايگاه تشيعقرار داده و امروزه مذهب غنيّ اهل بيت عليهم السلام از اين مركز به اقصا نقاط عالم منتشر مي شود.
خداوند هم به ما توفيق دهد كه عارف به حق اين بانوي گران قدر باشيم و براي تمام كساني كه در ترويج اين مذهب غني تلاش مي كنند، به حق محمد و آل محمد عليهم السلام توفيق روزافزون عنايت فرمايد!
التماس دعا.
پي نوشت:
________________________________________
1) ناسخ التواريخ، ج 7، ص 337.
2) بحار الانوار، ج 48، ص 316، 57 و 99؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 576؛ ثواب الاعمال، ص 98؛ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 267؛ كامل الزيارات، ص 324.
3) بحار الانوار، ج 99، ص 265.
4) بحارالانوار، ج 48، ص 316.
5) ناسخ التواريخ، ج 7، ص 337.
6) بحار الانوار، ج 48، ص 316، و ج 57 و 99؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 576؛ ثواب الاعمال، ص 98؛ عيون اخبار الرضاعليه السلام، ج 2، ص 267؛ كامل الزيارات، ص 324.
7) بحار الانوار، ج 57، ص 228.